أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

210

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

36 . ارجوان 1 - درخت ارغوان حمزه مىگويد : اين - شكل عربى شده ارگوان 2 است و آن درختى است با ميوه‌هاى سرخ . 3 آن را دادروان و در يك نسخه داراروان 4 نيز مىنامند . درخت ارجوان كه بنا به ضرورت آن را مىديديم ، زياد بلند نمىشود . گل‌ها تنگ هم روى آن قرار گرفته‌اند و به رنگ سرخ متمايل به ارغوانى روشن منظره‌اى زيبا دارند . 5 جز تخم‌هايى كه از آنها [ درختى ] همانند مىرويد ، ميوه‌اى ندارد . [ رنگ ارغوانى ] رنگ لباس‌هايى است كه در گذشته فقط شاهان 6 مىپوشيدند و براى ديگران ممنوع بود . واژه‌شناسان آنچه را كه رنگ سرخ تند دارد ، با اين [ واژه ] مشخص مىكنند . مىگويند كه درخت داذى 7 شبيه [ ارجوان ] است ، اما [ ارجوان ] در نزد ما معروف‌تر از داذى است . ( 1 ) . Lane ، 1050 اين‌گونه نشانه‌گذارى مىكند ؛ ارجوان و ارجوان - Cercis siliquastrum L . نيز ديده مىشود ، غافقى ، 236 ؛ عيسى ، 26 45 ؛ سحاب الدنيوف ، فرهنگ ، 215 . ( 2 ) . نسخهء الف : اركوان ؛ نسخه‌هاى فارسى ، پ ، Lane ، 1050 و I , Vullers ، 81 : ارغوان . ( 3 ) . نسخهء الف : ذات حمل احمر ، نسخهء فارسى : بار درخت او سرخ بود . ( 4 ) . داذروان ، داراروان ، نسخهء فارسى مىافزايد : يعنى هديه تن [ يا هديه به تن ] . ( 5 ) . نسخهء فارسى : نبات او منظرى خوب دارد . ( 6 ) . يعنى امپراتوران رم - القياصره . ( 7 ) . شجر الداذى يا شجر الدادى ، نك . شمارهء 414 . 37 . آزاد درخت 1 - زيتون تلخ اين نام فارسى آن است اما به عربى سيسبانة 2 ناميده مىشود . ابن الحجّاج از آن در شعر خود ياد مىكند : و راست در رودهء راست دانه‌هاى خرد * اندازه‌اش دانه‌هاى سيسبانه فكندشان به ريش دلدادگان * چون جوان تيرانداز با زر بطانة 3 بشر بن عبد الوهاب مىگويد : به فارسى آزاد درخت است ، به سندى نيم 4 ، به عربى علقم . لكن دربارهء علقم مشهور است كه اين حنظل است ؛ سپس همهء آنچه را كه تلخى آشكار دارد با اين [ واژه ] مشخص كردند و حتى گاهى مواد سمى را به علت كراهت [ شان ، حنظل ] مىنامند .